بررسي رابطه ويژگي هاي شخصيتي با رضايتمندي زناشويي در زنان متأهل

مطالب دیگر:
📂بررسی هزینه های احداث یک مرکز پرورش ماهی و ماهی قزل آلا📂بررسی پیشرفت و افت تحصیلی و عوامل موثر بر آنها و نقش خانواده و مدرسه و معلم📂بررسی استان آذربايجان غربي و طبیعت و مناطق دیدنی و موقیتهای اقتصادی اجتماعی آن و مروری بر شهرستا📂بررسی شبهات دینی در رابطه با تخریب محیط زیست و پاسخ از طریق قرآن و روایات و مقایسه دیدگاه دینی و📂بررسی مسجد جامع يزد و معماری و مرمت آن📂بررسی آب انبارهای استان قزوين و مرمت آن📂بررسی كاخ گلستان و مرمت این بنا📂بررسی زندگی امام سجاد و فعالیتهای ایشان📂بررسی شيطان‌پرستي و انواع و نمادها و فلسفه آن📂بررسی آللوپاتی گندم و استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک و بررسی اثر آن بر دیگر گیاهان📂بررسی موسیقی و انواع و تاثیرات آن بر موجودات آن مروری بر موسیقی درمانی📂بررسی میکل آنژ و زندگینامه و آثار او📂بررسی زندگینامه پیامبر اسلام از میلاد تا رحلت📂بررسی هنر مینیاتور و نقش رنگ در آن📂نان در اسلام(بررسي مدل پيشنهادي اسلام براي اصلاح و بهينه‌سازي چرخة از توليد تا مصرفِ نان)📂نتايج و پيامدهاي سياسي انقلاب اسلامي ايران و بررسی استقلال و ایدئولوژی انقلاب اسلامی📂بررسی نقش نجوم و هندسه و ریاضیات در بناهای معماری (بررسی چیچن ایتزا)📂بررسی نحوه خلقت انسان از دیدگاه قرآن📂بررسی ازدواج و نظام خانواده در اسلام و مروری بر جایگاه زن و تقوا و امنیت در خانواده📂بررسی مفاهیم نفسانيّت و ذلت و عزت نفس
بررسي رابطه ويژگي هاي شخصيتي با رضايتمندي زناشويي در زنان متأهل|30009676|nkc
باری دیگر یکی دیگر از فایل ها با عنوان بررسي رابطه ويژگي هاي شخصيتي با رضايتمندي زناشويي در زنان متأهل آماده دریافت می باشد برای دانلود به ادامه پست مراجعه نمایید.

عنوان پژوهش 25 تا 30سال شهر تهران است.

چون ازدواج و زناشويي و همينطور رضايت زناشويي بر بهداشت رواني و سلامت فردي زوجين بسيار تأثير دارد و اين كار كه آيا رابطه بين ويژگي شخصيتي زنان با ميزان رضايت مندي زناشويي وجود دارد ضرورت طرح اين پژوهش را مطرح مي كند.

اين پژوهش بر آن است تا ببيند كه تيپ هاي شخصيتي زنان تا چه اندازه بر رضايت زناشويي آن ها كمك مي كند و بر اين اساس ما در اين پژوهش 4 فرضيه داريم كه عبارتند از:

بين ميزان شخصيت برون گراي با ثبات و رضايت مندي زناشويي رابطه وجود دارد.

بين ميزان شخصيت برون گراي بي ثبات و رضايت مندي زناشويي رابطه وجود دارد.

بين ميزان شخصيت درون گراي باثبات و رضايت مندي رابطه وجود دارد.

بين ميزان شخصيت درون گراي بي ثبات و رضايت مندي زناشويي رابطه وجود دارد.

روش تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش از نوع زمينه يابي است.

جامعه مورد مطالعه ما در اين پژوهش زنان متأهل 25 الي30 شهر تهران مي باشد كه 30 نفر از آنان به عنوان نمونه از روش خوشه ايي چند مرحله ايي به صورت محله، خيابان، كوچه، پلاك و شخص است.

ابزار اندازه گيري متغيرهاي اين پژوهش پرسشنامه شخصيت آيزنگ بود كه از روايي و پايايي لازم برخوردار است و به وسيله دكتر محمدنقي براهني استاندارد شده است.

و از آزمون رضايت مندي زناشويي ENRICH هم استفاده به عمل رفته است ك اين آزمون هم به صورت استاندارد شده است و هم از روايي و پايايي لازم برخوردار است كه نمرات خام هر آزمودني با استفاده از جدول فرم به نمرات استاندارد تبديل گرديد و اين نمرات توسط مجذور خي (x2 ) مورد بررسي قرار گرفت. كه نتايج به دست آمده در اين پژوهش به اين صورت بود كه فرضيه هاي احتمالي در اين تحقيق رد شده و فقط فرضيه شماره 2 (شخصيت برون گراي بي ثبات) تاييد شد و در كل بين ويژگي هاي شخصيتي زنان و رضايتمندي زناشويي رابطه چنداني وجود ندارد و عوامل ديگري در اين امر دخيل هستند.

فصل یک


مقدمه:

همه چيزهايي را كه تاكنون به دست آورده ايد تمام چيزهايي را كه انتظار داريد در شغل خود به دست آوريد خواه همسر يا والد خوبي باشيد و حتي حالت سلامت عمومي شما ميتواند تحت تأثير شخصيت شما و شخصيت هاي افرادي كه با آن ها تعامل داريد قرار بگيريد (شولتز، ترجمه سيد محمدي 1379).

براي اين كه شخصيت راتعريف كنيم مي توانيم به منبع آن نگاهي بينداريم. شخصيت از واژه persona «پرسونا» گرفته شده است كه به نقابي اشاره دارد كه هنرپيشه ها در نمايش به صورت خود مي زدند. پي بردن به اين كه چگونه پرسونا به ظاهر بيروني اشاره دارد يعني چهره علني كه به اطرافيان نشان مي دهيم آسان است. بنابراين بر اساس ريشه اين كلمه ممكن است نتيجه بگيريم كه شخصيت به ويژگي هاي بيرون و قابل مشاهده اشاره دارد. جنبه هايي كه ديگران مي تواند آن ها را ببينند، پس شخصیت ما در قالب تأثيري كه به ديگران مي گذاريم، يعني آنچه به نظر مي رسد كه باشيم تعريف مي كند. «شخصيت جنبه آشكار منش فرد به گونه ايي كه بر ديگران اثر مي گذارد است».

اما آيا هنگامي كه واژه شخصيت را به كار مي بريم، تمام منظورمان اين است؟ آيا فقط در باره آنچه مي توانيم ببينيم يا حالتي كه ديگري به نظر ما مي رسد حرف مي زنيم؟ آيا شخصيت تنها به نقابي كه بر چهره مي زنيم و نقشي كه بازي مي كنيم اشاره دارد؟ مطمئناً وقتي از شخصيت حرف مي زنيم منظورمان چيزي بيش از آن است. مقصود ما در نظر داشتن بسياري از ويژگي هاي فرد است. كليت يا مجموعه اي از ويژگي هاي مختلف كه از ويژگي هاي جسماني سطحي، فراتر مي رود. اين واژه تعداد زيادي از ويژگي هاي ذهني اجتماعي و هيجاني را نيز در برمي گيرد. ويژگي هايي كه ممكن است نتوانيم به طور مستقيم ببينيم كه شخص امكان دارد آن ها را از ما مخفي نگه دارد يا ممكن است ما سعي كنيم آن ها را از ديگران مخفي كنيم. (شولتز، ترجمه سيدمحمدي، 1379).

در تعريف شخصيت بايد چند نكته را در نظر گرفت. نخست هر شخص بيگانه و بي همتا ست زيرا هيچ دو فردي از نظر خلق، علايق، رفتار و ديگر ويژگي هاي شخصيتي كاملاً يكسان نيست. دوم اينكه افراد و موقعيت ها به شيوه هاي يكسان رفتار نمي كنند. رفتار شخص ممكن است از موقعيتي به موقعيت ديگر متفاوت باشد. سوم، گرچه هر فرد يگانه و به همتاست و رفتارش در همه موقعيت ها كاملاً يكسان نيست امّا در رفتار آدمي وجه اشتراك قابل ملاحظه ايي وجود دارد. به عبارت ديگر هر چند در جزئيات رفتار آدمي تفاوت هايي ديده مي شود امّا بيشتر مردم الگوهاي رفتاري نسبتاً ثابت دارند. توصيف ويژگي هاي شخصيتي ممكن است به ما امكان دهد كه افراد را به گونه ايي طبقه بندي كنيم كه برخي از الگوهاي مهم رفتاري آنان به دقت قابل توصيف باشد (پاشا شريفي، 1376).

اما يكي از طبقه بندي هايي كه از ويژگي هاي شخصيت وجود دارد درون گرايي و برون گرايي بوده كه توسط اكثر روانشناسان به گونه هاي مختلف بيان شده است. افرادي كه در ويژگي هاي شخصيت برون گرايي طبقه بندي مي شوند افرادي هستند اجتماعي كه شركت در مجالس را دوست دارند، اين افراد دوستان زيادي دارند، آن ها نياز به اين دارند كه با مردم صحبت كنند، مطالعه و خواندن را در تنهايي دوست ندارند، طالب هيجان اند، فرصت ها را مغتنم مي شمارند لحظه ايي عمل مي كنند و كلاً افرادي تكانشي هستند. بذله گويي را دوست دارند و به طور كلي تغيير را دوست دارند. سهل گير، بي احتياط و خوش بين هستند. اين افراد ترجيح مي دهند تحرك داشته باشند و كاري انجام دهند . تمايل به پرخاشگري در افراد برون گرا بيش تر است و به سرعت عصباني مي شوند معمولاً كنترلي بر روي احساسات خود ندارند و همشه افراد قابل اعتمادي نخواهند بود.

اما فرد درون گرا ساكت به نوعي كناره گير ودرون گراست و به جاي صحبت با مردم دوست دار كتاب است، به جز دوستان با ديگران كمتر مي جوشد، تمايل به اين دارد كه از قبل نقشه داشته باشد، قبل از اقدام به آينده مي انديشد، به تكانشهاي لحظه ايي اعتماد ندارد، از هيجان خوشش نمي آيد ، مطالب زندگي روزمره را جدي مي گيرد ، زندگي مرتب و منزه را دوست دارد، احساسات خود را شديداً كنترل مي كند، به ندرت به شيوه پرخاشگرانه رفتار مي كند و به آساني از كوره در نمي رود، قابل اعتماد و تا حدودي بدبين است و به معيارهاي اخلاقي ارزش زيادي قائل مي شود. (لارنس اي ، ترجمه پروين 1374).

البته هر كس در زندگي روزانه اش گاه برون گرا و گاه درون گراست، يعني گاه متوجه محيط خارج و تحت تأثير آن است و گاه در خود فرو مي رود و پيرامون خود التفات ندارد. هر كس در عرض روز گاه برون گراست و گاه درون گراست. پاره ايي از اشخاص به يكي از اين دو حالت خو گرفته و بيش تر اوقات خود را در آن حالت مي گذرانند و اين رو برون گرايي و درون گرايي صفت مميزه آن ها مي گردد و اين صفت به شخصيت آن ها رنگ مخصوص مي زند و در رفتارشان به صراحت انعكاس پيدا مي كند. (سياسي، 1371).

بيان مسئله:

رضايت زناشويي از عمده مسائل مطرح شده در روانشناسي خانواده است و عدم رضايت زناشويي يكي از نگراني هاي عمده كساني است كه يا در پي درمان مي آيند يا براي پايان دادن به ارتباط زناشويي خود اقدام مي كنند. (بوت واد وواردرز، 1985 لاسول و لاسول، 1991).

معمولاً تحقيقات براي بررسي رضايت زناشويي در سنين مختلف كم مي باشد و هنوز در اين زمينه ابهاماتي وجود دارد، لذا تحقيق در اين زمينه ضروري است.

هدف و پژوهش:

كشف و شناخت رابطه ويژگي هاي شخصيتي زنان و ميزان رضايتمندي زناشويي آن ها.

پيش بيني رضايتمندي زناشويي از روي ويژگي هاي شخصيتي افراد.

اهميت و ضرورت پژوهش:

چون ازدواج زناشويي و همين طور رضايت زناشويي بر بهداشت رواني و سلامت فردي زوجين بسيار تأثير دارد و شناخت بيش تر در مورد اين مسئله كه كه آيا ويژگي هاي شخصيتي زنان رابطه ايي با رضايت زناشويي دارد يا خير مي تواند بر اين مهم بسيار كمك كند و ضرورت طرح اين پژوهش را مطرح كند.

فرضيه پژوهشي:

بين ميزان برون گراي با ثبات و رضايتمندي زناشويي رابطه وجود دارد.

بين ميزان برون گراي بي ثبات و رضايت مندي زناشويي رابطه وجود دارد.

بين ميزان درون گراي با ثبات و رضايت زناشويي رابطه وجود دارد.

بين ميزان درون گراي بي ثبات و رضايت زناشويي رابطه وجود دارد.

تعريف متغيرهاي پژوهش:

شخصيت: الگوي منحصر به فرد و نسبتاً پايدار افكار، احساس ها و اعمال به عبارت ديگر شخصيت شما مشخص مي كند كه به عنوان يك فرد چگونه با ساير افراد تفاوت داريد واين كه كدام الگوهاي رفتاري معرف شما هستند. (هافمن، ترجمه دكتر نقشبندي، 1379).

ويژگي هاي شخصيت: اصطلاح ويژگي هاي شخصيتي به جنبه خاصي از كل شخصيت آدمي اطلاق مي شود.

رضايت زناشويي: رضايت زناشويي كه به تبع درك صحيح زوجين از همديگر و تفاهم موجود بين آن دو حاصل مي شود عبارت است از خوشنودي نسبي يا كامل طرفين از طرز رفتار، عملكرد، نحوه برخورد با يكديگر و مشاركت آن ها در تمامي امور مربوط به زندگي مشترك.

تعريف عملياتي:

منظور از ويژگي هاي شخصيتي در اين پژوهش نمره آزمودني شخصيت آيزنك 57 سؤالي ايران است كه شامل برون گرايي كه با مقياس E آزمون و ثبات هيجاني با مقياس N نشان داده مي شود در گروهي از خانم هايي كه حداقل 5 سال از زندگي زناشويي آن ها گذشته است و منظور از رضايت زناشويي در اين پژوهش نمره آزمودني در آزمون زناشويي ENRICH با همان شرايط فوق است.

فصل دوم


تيپ شناسي شخصيت و نظريه صفات:

نظريه صفات از جمله نظريه هايي است كه تأثير بسياري بر تحقيق و نظريه در شخصيت داشته است و فرض اصلي اين ديدگاه اين است كه پاسخ هاي متفاوت انسان ها به موقعيت هاي خاص به دليل آمادگی های شخصی است که در آن ها موجود است به این آمادگي ها صفات گفته مي شود به عبارت ديگر افراد را مي توان با توجه به اين طرز و رفتار خاص آن ها شناسايي و توصيف كرد. مثلاً اين احتمال است كه انسان موجودي معاشرتي و صميمي باشد و يا سلطه جو و با جرأت، افرادي كه براي اين طرز رفتار آمادگي بيش تري د ارند در اين صفات زياد درجه بندي مي شوند. اگر چه اين نظريه پردازان در تعيين صفاتي كه شخصيت انسان را تشكيل مي دهد از يكديگر متفاوتند ولي همگي بر اين باورند كه اين صفات پايه هاي اصلي شخصيت انسان را تشكيل مي دهد. (لارنس ای، ترجمه پروين، 1374).

نظريه صفات تيپ تحليل عاملي هانس، جي آيزنك (1916):

در نظريه صفات شخصيت انسان ساختار طبيعي دارد و با تحليل عاملي مي توان آن ها را انمايان كرد. اگر متغيرها و پاسخ آزمون ها با يكديگر همانند باشد، يعني حضور و عدم حضور آن ها همراه باشد، مي توان اين طور نتيجه گرفت كه بين اين دو زمينه هاي مشتركی موجود است و آن ها به يك واحد كاركردي شخصيت متعلق اند. تحليل عاملي فرض را بر اين مي گذارد كه رفتارهاي همانندي با يكديگر مرطبتند و بنابراين پيوستگي ها يا عناصر طبيعي يك شخصيت را مشخص مي كند. اين فرآيند سپس بر عواملي منجر مي شود كه صفات نام دارد. اين نامگذاري با توجه به ويژگي هاي مشترك پرسش ها يا رفتارهايي است كه با يكديگر مرتبط اند. آيزنك با استفاده از شيوه هاي آماري ديگر به ابعاد اصلي يا زمينه هاي اين عوامل يا صفات نيز دست يافت به ابعاد اصلي تيپ گفته مي شود.

بنابراين مي توان براي مثال صفاتي چون اجتماعي بودن، تكانشي بودن، فعاليت، سرزندگي و تحرك پذيري در زير عنوان مفهوم برون گرا در يك گروه جمع كرد. البته اگرچه در اين جا از اصطلاح تيپ استفاده مي شود بايد توجه داشت كه در واقع اين اصطلاح داراي دو حد نهايي بالا و پايين است و افراد ممكن است در نقاطي بين اين دو حد قرار گيرند.

به نظر آيزنك معمولاً فرد برون گرا فردي است، اجتماعي، علاقمند به ميهماني، داراي دوستان فراوان و طالب هيجان كه بدون تفكر و انديشه به صورت تكانشي عمل مي كند. به نظر مي رسد كه دو جنبه از اين صفت يعني اجتماعي بودن و تكانشي بودن را مي توان تا حد زيادي از يكديگر جدا در نظر گرفت ولي درعين حال آنقدر با يكديگر مرطبتند كه هر دو را تحت عنوان برون گرا