نقاشي كودكان و خصوصيات هنري آنها و دلايل نقاشي كردن كودكان و فرآیند نقاشی در اثرات آن

مطالب دیگر:
📚پاورپوینت درباره اصول مهم برای زندگی موفق همسران📚6 عدد فایل موکاپ لوگو عروسی از گرافیک ریور📚پاورپوینت درباره مشاوره قبل از ازدواج و بهداشت ازدواج📚پاورپوینت درباره چیستی و چگونگی ازدواج📚پاورپوینت درباره تحول گفتمان خانواده📚پاورپوینت درباره خانواده 📚پاورپوینت درباره انواع و تعاریف خانواده 📚پاورپوینت درباره دانش خانواده و جمعیت📚پاورپوینت درباره دوره کارورزی پزشکی اجتماعی📚پاورپوینت درباره سرطانهاي شايع زنان📚پاورپوینت درباره ادغام بهداشت روان در نظام بهداشتی 📚پاورپوینت درباره سلامت روان📚پاورپوینت درباره بهداشت روانی خانواده 📚پاورپوینت درباره سلامت روان و باورهای نادرست📚پاورپوینت درباره مقدمه وتعاريف سلامت📚پاورپوینت درباره بهداشت روان محيط کار📚پاورپوینت درباره نقش مذهب در پیشگیری و درمان اختلالات روانی📚پاورپوینت درباره نگرش همه جانبه به سلامت📚Stem Cells, Tissue Engineering And Regenerative Medicine📚دانلود کد الگوریتم ژنتیک به صورت باینری (Baineri) همراه با فایل گزارش با متلب
نقاشي كودكان و خصوصيات هنري آنها و دلايل نقاشي كردن كودكان و فرآیند نقاشی در اثرات آن|30009687|nkc
باری دیگر یکی دیگر از فایل ها با عنوان نقاشي كودكان و خصوصيات هنري آنها و دلايل نقاشي كردن كودكان و فرآیند نقاشی در اثرات آن آماده دریافت می باشد برای دانلود به ادامه پست مراجعه نمایید.

فصل اول

”هنر چيست ؟ “

1 1 تعريف هنر

هنر ، سواي مجموعه‌اي از تعريف خاص ، شخصي و كنايي چندين و چند تعريف مقبول ، معقول و منطقي و يا لااقل قابل بحث و اعتنا دارد كه اين تعاريف ، در موارد بسيار ، مكمل يكديگرند و برطرف‌كننده كم داشت‌هاي هم ، و سر جنگ و جدال با هم و نفي يكپارچه همديگر را ندارند . ما در اينجا ، بدون بحث ، يكي از تعاريف را به عنوان وسيله كارمان انتخاب مي‌كنيم :

هنر ، بيان زيبا و متالي احساس ، عاطفه و انديشه انساني است .

به هنگام تقسيم‌بندي و برشمردن انواع هنرها ، معمولاً ، نقاشي را به عنوان يكي از هنرهاي اصلي و مستقل نام مي‌برند . در اين صورت ، و با تكيه به تعريف كلي هنر ، نقاشي بايد چنين تعريفي داشته باشد :

نقاشي ، بيان زيبا و متعالي احساس ، عاطفه و انديشه انساني است و به مدد خط و طرح‌ها و رنگ و ساير ابزارهايي كه به نام اين هنر مورد استفاده هنرمند قرار مي‌گيرد .

تعريف گرافيك ، اما به اين سادگي‌ها نيست چه هنر باشد ، چه نباشد .

2 1 تعريف گرافيك

ما ، در قدم اول ، بايد مساله ”چاپ“ را كه به نوعي در واژه ”گرافيك “ حضور يافته است و منشاء پيدايي آن مربوط است ، از ياد ببريم ، و يا به آن چندان بهايي ندهيم كه سراسر تعريف هنر گرافيك را زير سلطه خود بگيرد ، بفشارد ، و به آن خط بدهد .

حذف عامل ”چاپ“ از مفهوم و تعريف گرافيك ، به معناي كوچك شمردن فن غول‌آساي چاپ نيست ، بلكه به عكس ، دقيقا به همين خاطر است كه امروزه ، حضور موثر چاپ را در بسياري از دقايق زندگي‌مان حس مي‌كنيم . در زمان حاضر، ” چاپ“ ، شايد بتوان گفت همانقدر كه در هنر گرافيك حضور دارد كه در هنرهاي ” هنرهاي ادبي“ (=ادبيات ) و سينما ؛ يعني بدون عامل چاپ ، علي‌‌الاصول ، نه ادبياتي وجود دارد نه سينمايي ؛ اما اين امر باعث نشده است كه ما عامل چاپ را وارد تعريف ادبيات و سينما بدانيم .

اگر روزگاري هم گرافيك ، ”هنر ارسال پيام به مدد امكانات چاپي“ بود ، و يا ”فن استفاده از چاپ براي ابلاغ مقاهيمي كه به مدد كلمات و تصاوير قابل ارائه هستند “ .... امروز ديگر چنين نيست ؛ چرا كه هنر گرافيك ، در عصر ما ، به همت و با جرات و جسارت سرداران بزرگ اين رشته ، به مقوله‌اي بسيار پيچيده ، ظريف ، وسيع ، چه بسيار تغيير دهنده، نافذ و به راستي خطرناك تبديل شده است .

امروز ، برخلاف شايع و ظاهر ، اين هنر سينما نيست كه در راس همه هنرها قرار گرفته و فرمانروايي و تسلطي بي‌چون و چرا مي‌طلبد ؛ بلكه گرافيك است كه چنين ادعا و خواستي دارد هر چند بدون تظاهر، و يا بسيار زيركانه ، و گاه به نحو شگفت‌انگيزي موذيانه .

به هر حال ، با توجه به اين كه اين رساله ابداً نمي‌خواهد به چيستي و چگونگي هنر و فن گرافيك بپردازد ، به همين بسنده مي‌كنيم كه يكي دو تعريف ساده و احتمالاً مقبول از گرافيك ارائه بدهيم تا راه براي وصول به تعريف ”مصورسازي آثار ويژه كودكان“ هموار شود .

گرافيك ، ابلاغ ظريف ، دقيق و موثر يك پيام است به مدد ابزارهاي همه هنرها ، كه موضوع اين پيام ، به وسيله سفارش دهنده ، مشخص و محدود شده باشد و عموماً هم مسائل محدود به زمان و مكان معيني را طرح و عنوان كرده باشد .

گرافيك ، رشته‌اي با شاخه‌اي از هنرهاي تركيبي است كه از نقاشي ، طراحي ، نوشته و ادبيات ، خطاطي ، هندسه و نيز امكانات همه هنرها و فنون مدد مي‌گيرد و استفاده مي‌كند تا پيام‌هايي را به بهترين و مؤثرترين و فشرده‌ترين نحو ممكن ابلاغ كند كه درخواست كننده يا سفارش‌دهنده‌اي به دلايل معيني ابلاغ آنها را از گرافيست خواسته است . گرافيك ، فني است ظريف ، دقيق و مسر جهت ابلاغ و ارائه پيام‌هاي تجاري ، سياسي ، اجتماعي و هنري (يا پيام‌هاي فرهنگي و تمدني ) .

همه مساله و فشرده حرف ما اين است كه در تمام هنرهاي اصلي ، كاشف و برگزيننده موضوع ، شخص هنرمند است حتي اگر اين موضوع ، زير كلي از فشارهاي احساسي عاطفي به او تحميل شده باشد ؛ اما در مورد ”هنر گرافيك“ هميشه ، موضوع به هنرمند ابلاغ مي‌شود و كار روي آن موضوع ، از گرافيست درخواست مي‌شود . گرافيست ، به شخصه و مستقلاً تصميم نمي‌گيرد روي موضوعي كار كند ، و وقتي بنا به خواست ”ديگري“ روي موضوعي به تفكر خلاقه پرداخت و از نهايت قدرت‌آفريني و مهارت خويش بهره گرفت و چيزي را ساخته و پرداخته كرده باز هم ، ”ديگري“ بايد تطبيق كامل ”موضوع“ با ”شكل ارائه موضوع“ را گواهي كند و دست مريزاد بگويد ؛ وگرنه مرافعه پيش مي‌آيد و دردسر .

گرافيست هم هر قدر آزاد باشد و انتخاب داشته باشد ، نظريه شخص ”ديگري“ هم مطرح است ، و همين جاست كه ما مي‌توانيم ، به وضوح ، رابطه ”مصورسازي آثار ويژه كودكان“ و ”هنر و فن گرافيك “ را حس كنيم و قدم اول را در راه وصول به تعاريفي بالنسبه منطقي از ”مصورسازي“ برداريم؛ چرا كه نقطه مشترك ترديدناپذير اين دو ، همان مقدم و مستقل بودن موضوع است نسبت به شكل ارائه موضوع ، و حضور ”ديگري “ در اين جريان حتي اگر اين ”ديگري“ ، در موارد متعددي ، خود تصويرگر باشد كه موضع ”نويسنده“ يا ”طراح موضوع“ قرار گرفته است . ضمناً ، در همين جا هم ما مي‌توانيم رابطه بين ” نقاشي“ و ”مصورسازي...“ و طبيعتاً بين ”نقاشي“ و ”گرافيك“ را تا حد ممكن قطع كنيم و اين توهم بسيار خطرناك را كه ”مصورسازي“ نوعي ”نقاشي“ است و مصورساز ، يك نقاش است كه تحت شرايط ويژه‌اي نقاشي مي‌كند ، برطرف كنيم و نيز اين توهم را كه مصورساز ، همان امكانات و مسئوليت‌ها و وظايف نقاش را دارد و حدود اختيارات و خودمختاري‌هايش برابر با نقاش است يا برابر با هنرمند ديگر .

مسلماً زمان ، خيلي چيزها را از بين مي‌برد ، من‌جمله هر بناي سست را ، هر اثر بد را ، و چه بسا سرانجام هر توليد ضد انساني را . مسلماً زمان ، بسياري از كتاب‌ها را همراه با نويسندگان آنها و تصويرها و تصويرگري‌هاي آنها از رده خارج مي‌كند و به خاك گرم مي‌سپارد و از خاطره‌ها ، براي ابد ، پاك مي‌كند . مسلماً كفش‌هاي زمان ، كفش‌هايي بيرحم و سحرآميز است كه هر چه بخواهد ، له و لورده مي‌كند و مي‌گذرد ؛ اما در مورد آثار ويژه كودكان و توليدات خاص ايشان و هر‌آنچه كه به بچه‌ها مربوط مي‌شود هرگز نمي‌توان به انتظار قضاوت عادلانه و بيرحمانه زمان نشست . نمي‌توان فرصت داد كه بيماران رواني ، كودكان را بيمارانه بيازارند ، به اميد آن روز كه مرگ معنوي ، اين بيماران را از گردونه به بيرون پرتاب كند . اين درست كه بوته گل ، بي‌آب ، خشك مي‌شود و مي‌ميرد ، اما براي اثبات اين امر ، بوته گل را نمي‌توان بي‌آب نگه داشت . امروز نمي‌توان كودك را ترساند ، به فكر اينكه اين ترساندن ، شايد ، بعدها اسباب شجاعت و شهامت او را فراهم آورد ، و نمي‌توان از كودك كار سخت و طاقت‌فرسا كشيد ، به اسم اينكه كاركشته مي‌شود ، قدرت درآوردن نان و نكشيدن منت دو نان در او پديد مي‌آيد . به نام بشر ، مجرمان بزرگسال بسياري را مي‌توان به چوبه‌دار سپرد ، اما يك كودك را ، در سراسر كره زمين ، به اسم ((مصلحت آينده بشر)) و ((نجات دادن جهان فردا )) نمي‌توان گوشمالي داد و به گريه انداخت . تا دم مرگ از باز گفتن اين سخنان خسته نخواهيم شد : كودك ، در هر لحظه ، متعلق به همان لحظه است و تعيين كننده تكليف همان لحظه ضمن اينكه متعلق به تمامي لحظه‌هاي تاريخ ، و تمامي نقطه‌هاي جغرافيايي جهان نيز هست .

3 1 تعريف تصويرگري

”تصويرگر...“ و ”گرافيست“ علي‌الاصول ، معمولاً و عموماً ، وقتي در موضع تصويرگر و گرافيست قرار دارند ، موضوع كار خود را خود كشف و انتخاب نمي‌كنند ، بلكه روش‌هاي خوب ارائه موضوع را مي‌يابند و به كار مي‌برند . بنابراين تصويرگر و گرافيست تابع احساسات و عواطف و انديشه‌هاي هنري خود نيستند ، بلكه فقط بخش كوچكي از عاطفه و احساس خود را به جنبه‌هاي هنري اثر وا مي‌سپارند ، و الباقي قدرت خود را صرف تعقل منطقي و تطبيق دادن انديشمندانه و آگاهانه ”شكل “ با ”مضمون“ تحت شرايطي خاص مي‌كنند .

آزادي‌هاي عملي (و ذهني) يك تصويرگر ، در مسير توليد تصوير بسيار محدودتر از آزادي‌هاي يك هنرمند مثلاً نقاش در خلق يك اثر است و وظايف او بسيار مشخص‌تر و مرزبندي شده‌تر ، و تعهدات او حساس‌تر و خطرناك‌تر . اينجا ، در محدوده يا ميدان تصويرگري ، ”دلم اينطور خواسته“ يا ”من اينطور خواسته‌ام“ يا ”اينطور دوست دارم“ يا ”نمي‌خواهيد؟باشد . به ديگري و ديگران عرضه خواهم كرد “ هيچ كاربردي ندارد مگر آنكه ، در موارد به ميان كشيده شدن پاي ”خواست“ و ”ميل“ تصويرگر ، اين ”خواست“ و ”ميل“ با كلي از مسائل بسيار حساس و دقيق علمي فني تطبيق كامل يافته باشد ، و آزمايش‌هاي صحيح نيز اين تطبيق كامل را تأييد كرده باشد .

”تصويرگر بزرگ زمانه ما “ بودن ، به گمان ما ، هم اين دنيا را بس است ، و چه بسا ، هم آن دنيا را . آخر مگر خوشحال كردن بچه‌ها ، و آموختن به ايشان ، و هدايت كردنشان در جهت درست و برانگيختنشان در راه آرمان‌هاي متعالي انساني كار كوچكي است كه بشود آن را با چيزي تعويض كرد ؟

4 1 تفاوت گرافيك با تصويرگري

گرافيك حرفه‌اي است كه به تبليغ مسائل مختلف جامعه مي‌پردازد . تصويرگري حرفه‌اي است كه مطلقاً بر محور انديشه تبليغ نمي‌گردد . گرافيك ، حرفه‌اي است كه مستقيماً وارد كار سياست به معناي خاص و عام آن مي‌شود .

تصويرگري حرفه‌اي است كه در عين سياسي بودن هرگز وارد سياست نمي‌شود . گرافيك ، حرفه‌اي است كه مي‌تواند و حق دارد در مواردي اعمال خشونت كند ،‌بترساند ، تهديد كند ، فرياد بكشد ، و جنجال به راه بيندازد . تصويرگري حرفه‌اي است كه نمي‌تواند ، و نمي‌تواند و مطلقاً نمي‌تواند .

گرافيست آدمي است كه حق دارد و ناگزير است هنگام انعقاد يك قرارداد يا قبول يك موضوع هرقدر هم آن موضوع آني باشد بلافاصله به هزينه آن ، و به روابط دستمزدي مربوط به آن ، عادلانه بينديشد و هر كاري را ، با درنظر گرفتن يك مجموعه مسائل اقتصادي برآورد يا قيمت گذاري كند .

تصويرگر ، گرچه دستمزد مي‌ستاند و حق است كه اين دستمزد كفايت كننده و رضايت‌بخش باشد ، در زمان رابطه با اثر ، به مساله مخارج و دستمزد نمي‌انديشد ؛ يعني رابطه مستقيم و تأثير‌گذاري بين توليد و مزد توليد وجود ندارد حق نيست كه وجود داشته باشد (همچون نقاش ، به هنگام خلق يك اثر ، يا نويسنده به هنگام نوشتن يك داستان ، يا آهنگساز در لحظه تهاجم آهنگ ) ؛ و در اينجا ، تصويرگري ، نه تنها به هنر نزديك مي‌شود ؛ بلكه در قلب آن جاي مي‌گيرد به دليل طهارتي كه دارد و مسئوليت خطير و حساسش .

به طور كلي تصويرگري ، رشته‌اي است توليدي خلاقه ، فني هنري ، مربوط به كودكان و نوجوانان ، مستقل از نقاشي و گرافيك ، مستقل از جميع هنرها و خرده هنرها و صنايع دستي ظريف ، اما نيازمند به همه اينها به خصوص گرافيك ، نقاشي ، عكاسي و پيكره‌سازي ؛ رشته‌اي است از روانشناسي كودك ، طب كودكان ، تعليم و تربيت ، هوش‌شناسي ، علم رشد ، و به طور كلي كودك شناسي ، و نيز فنون و صنايع دستي ، و هم عواطف و احساسات انساني تغذيه مي‌كند تا بخشي از نيازهاي تصويري (يا بصري) كودكان و نوجوانان پاسخ بدهد .

تصويرگري ، عملاً ، نگاه به حال و آينده دارد ، نه به حال (كه گرافيست ، معمولاً چنين است ) و نه به آينده (كه هنر عمدتاً ، چنين است ) .

تصويرگري از مهارت‌ها و امكانات و ذوق و شعور و شناخت پرورش يافته هنري ، نهايت بهره را مي‌گيرد .

تصويرگري ، در محدوده قانونمندي‌هاي نسبتاً ثابت و پايدار محصور نشده است ؛ در عين حال كه عمده توان و تاثير سازنده و مثبت خود را از چندين علم اخذ مي‌كند .

تصويرگري ، مستقيماً و اساساً با احساس و عاطفه و ويژگي‌هاي معنوي و روان انسان سروكار دارد .

تصويرگري امروز ، همچون بسياري از ساخته‌هاي تازه انسان عصر ما ، چيزي است سواي علم و فن و هنر ، و تركيبي و ادغامي است از همه اينها ، حداقل مساله اين است كه تصويرگري ، عطف به وظائف و مسئوليت‌هاي خطير ، روشن و دقيق و مشخص‌ شده‌اش ، مجبور است كه از همه هنرها بر كنار بماند ؛ و ما نيز به خصوص به همين دليل بسيار اساسي است كه مي‌خواهيم ، تا حد ممكن ، رابطه تعريفي تصويرگري با هنرها و جريان‌هايي كه پيوسته در هنرها پيش مي‌آيد و مسائلي كه در نقش و وظيفه هنر مطرح مي‌شود و جار و جنجال‌هايي كه بر محور هنر به راه مي‌افتد و مكتب‌هاي جديدي كه پايه‌گذاري مي‌شود ، بريده شود .

راه تصويرگري را فقط تصويرگران آشنا با مسائل و اهداف تصويرگري باز مي‌كنند ، و هر نوع تغييري را در شكل ، با اتكاي به دلايل تربيتي آموزشي ، ايشان مي‌دهند .

فصل دوم

”تاريخچه تصويرسازي“

تصوير سازي هنري است با سابقه بسيار طولاني در تاريخ كه به زمان‌هاي بسيار دور باز مي‌گردد . كهن‌‌ترين مدارك تصويري شناخته شده به انسان‌‌‌هاي غارنشين كه عمده فعاليت آنها شكار كردنه بود ، مربوط مي‌شود .

او با ابتدايي‌ترين روش‌ها ، مثل استفاده از انگشتان دست و رنگ هاي آلي و معدني ، خواسته‌ها و اوهام و آرزوها و مقاصد فرا دنيوي خود را بر ديوار غارها به تصوير مي‌كشيده و از اين تصاوير براي برقراري ارتباط و يا اهداف جادويي و پرستش خدايان استفاده مي‌كرده است .

در واقع تصوير قبل از اختراع خط وجود داشته كه انسان براي ارسال پيام و بيان مقاصد و عواطف خود بكار مي‌‌برده است .

نوشته‌هاي مصور انسان متمدن امروز ، عيناً همان كاري را انجام مي‌دهند كه تصاوير ديواري غارها و معابد به عهده داشته‌اند . در طول قرون تصويرگري كتاب ، كتاب‌هاي كودكان نيز اندك‌اندك جايي براي خود گشود و تصويرگران در كنار كارهاي اساسي خود به خلق تصاوير براي كتاب‌هاي كودكان نيز همت مي‌كردند .

1 2 تاريخچه تصوير سازي در ايران

در ايران ، تصويرگري و مجلس‌سازي و كتاب‌آرايي سابقه‌اي طولاني دارد . مجلس‌هايي كه براي نسخه‌هاي خطي شاهنامه و كليات حكيم نظامي و سعدي و مهم‌تر از همه آنها ”معراج‌نامه“ قرن‌ها پيش توسط استادان شناخته يا ناشناخته هنرمندي پرداخته شده است ، هر كدام در نوع خود شايد در جهان يگانه‌ باشند .

حتي برخي تصويرها و ‌آرايي‌هاي كتاب‌هاي چاپ سنگي دوره قاجار ، بخصوص كارهاي موسوم به ”عيدي‌سازي“ كه به وسيله قالب‌هاي چوبي به روي كاغذ چاپ زده مي‌شد و در مكتب‌خانه‌هاي آن زمان به عنوان عيدي به بچه‌ها هديه مي‌شد و مجموعه گرانبهايي از آنها را هنرمند پژوهشگر مهدي رضا قلي‌زاده در سال 1343 در ”تالار ايران“ به نمايش گذارد ، كه گاه نمونه‌هاي درخشان پيش انجام‌ گرفته‌اي را در برابر چشم‌هاي جستجوگر قرار مي‌دهد .

اما تصويرگري كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان ، بي‌شك لازمه‌اش وجود متن و اثري خاص كودكان و نوجوانان است كه تولدش در سرزمين‌ ما چندان دير نيست . آقاي محمد هدايي كه محقق تاريخ تصويرگري كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان در ايران است ، سال‌ها پيش دررساله‌ پايان‌نامه تحصيلي خود :

نخستين كتاب مصور كودكان چاپ شده در ايران را كتاب ” تاديب‌‌الاطفال“ معرفي مي‌كند .

كتاب ” زندگي كودكان براي كودكستان‌ها و مطالعه اطفال ابتدايي“ اثر زنده‌ياد جبار باغچه‌بان ، چاپ شيراز ، شهريور ماه 1308 را مي‌توان به عنوان شروعي براي تصويرگري كتاب كودك به شمار آورد . اما تصويرهاي هر دو كتاب سياه و سفيدند و بي‌بهره از عامل رنگ كه اهميت آن كم نمي‌باشد . همچنين قطع و ‌آرايي و چاپ مناسب كتاب كودكان را هم ندارد .

با توجه به اين مورد مي‌توان نخستين كتاب مصور كودكان قابل بحث در ايران را موش و گربه مشهور عبيد زاكاني با نقاشي‌هاي محمود جوادي‌پور ، چاپ كلاله‌زر وابسته به ” انجمن دوستداران كتاب“ در سال 1335 دانست .

كتاب‌هاي ” كدو قلقله‌زن “ با نقاشي‌هاي پرويز كلانتري چاپ شده در سال 1328 و ” پروانه‌ها و باران “ چاپ سال 1329 ، با نقاشي‌هاي زمان زماني ، هر دو نوشته ” شاهد “ و چاپ كتاب فروشي سخن . با اين نام‌ها است كه مي‌توان نمونه‌هاي آغازين كتاب‌هاي مصور كودكان به معناي واقعي خود را در سرزمين‌مان مشاهده كرد .

گرچه نقاشان صاحب سبك و شناخته شده هم روزگار ما مثلاً سهراب سپهري ، بهمن محصص ، ابوالقاسم سعيدي و پروانه اعتمادي ، متاسفانه خلاقيت خود را در اين زمينه به كار نگرفته‌اند اما خوشبختانه نقاشان جوان‌تر با پاسخ مثبت دادن به فراخواني كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از سال 1345 تاكنون و امكاناتي كه اين كانون نخستين بار به همت زنده‌ياد شيروانلو در اختيار آنان قرار داد ، موفق به تهيه و عرضه آثاري شده‌اند و مي‌شوند كه نه تنها در پيشبرد فهم و آگاهي همگان از هنر نقاشي در اين سرزمين بكوشند و از اين راه با همه دشواري‌هايي كه در راهشان بوده است در ارتقاء ذوق و دانش سهيم باشند ، كه يكي از وظايف عمده هر هنري است .

فعاليت‌ها و آثار تصويرگران كتاب كودك در ايران را كه بخش عمده آن در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان انجام شده است را مي‌توان در دو بخش تقسيم‌بندي و بررسي كرد .

الف : از سال 1335 تا 1357

ب : از سال 1358 به بعد

الف : تصويرگري كتاب كودك از سال 1335 تا 1357

از تصويرگراني كه در طول سال‌هاي قبل از انقلاب كتاب‌هايي را براي كودكان تصوير كرده‌اند ، مي‌توان از اين هنرمندان نام بر‌د :

يوتا آذرگين ، آيدين آغداشلو ، آلن باياش ، نيره تقوي ، ناهيد حقيقت ، نسرين خسروي ، بهرام خائف ، بهمن دادخواه، ژن رمضاني ، نفيسه رياحي ، سيروس راد ، نورالدين زرين‌كلك ، زمان زماني ، محمدعلي سجادي ، علي‌اكبر صادقي ، پرويز كلانتري ، عباس كيارستمي ، فرشيد مثقالي ، مرتضي مميز ، هوشنگ محمديان ، نيكزاد نجومي ، ليلي نهاوندي ، محمد نيكفر و ....

از اين تصويرگران جز 4 تن ، بقيه نخستين بار بود كه به تصويرگري كتاب‌هاي كودكان پرداخته‌اند و معدودي از آنها در آن زمان ، نقاشان شناخته‌شده‌اي بودند . گرچه تصويرهاي تمامي اين كتاب‌ها در حد قابل قبولي است اما طبيعي است كه بعضي از آنها در حد بالاتر و معدودي از آن‌ها در حد والاي هنر تصويرگري كتاب‌هاي كودكان در ايران و حتي جهان ، قرار دارند . آثار فرشيد مثقالي و بهمن دادخواه در اين دوره ، در حد والاي هنر تصويرگري كتاب‌هاي كودكان است و در درجات بعدي ، كارهاي نورالدين زرين‌كلك و اكبر صادقي . نگاهي به اولين كتابي كه فرشيد مثقالي مصور كرده است (عمو نوروز ، سال 1346 ) و بهمن دادخواه ( شاعر و آفتاب ، سال 1347 ) و مقايسه آن‌ها با كارهايي كه در فاصله چند سال بعد ارائه داده‌اند ( آرش كمانگير ، سال 1350 ، و پسرك چشم آبي ، سال 1351 از فرشيد مثقالي ) و ( توكايي در قفس ، 1350 و تصويرها ، 1351 ، و سيبو و سار كوچك ، 1355 از بهمن دادخواه ) نشان مي‌دهد كه اين دو تصويرگر تا چه حد كار تصويرگري كتاب‌هاي كودكان را به جدي گرفته‌اند و چقدر توانستند كار خود خود را كمال بخشند . تا چه حد جستجوگر بوده‌اند و چگونه به درك و ارائه مفهوم خلاقيت رسيده‌اند .

اگر فرشيد مثقالي به افتخار دريافت مدال هانس كريستين آندرسون نائل شد و بهمن دادخواه ، لوح زرين نمايشگاه دوسالانه تصويرگران براتيس‌لاوا و چندين بار جوايز افتخاري نمايشگاه كتاب بولونيا را به خود اختصاص داد ، كوچكترين ستايش جهاني از نيروي آفرينندگي آنان در زمينه تصويرگري كتاب‌هاي كودكان بوده است . اين دو تصوير‌گر ، هر متني را نمي‌پذيرفتند ، اما وقتي اثري مورد قبولشان واقع مي‌شد با آن عجين مي‌شدند . با تصويرهاي خود، چيزي را بر متن مي‌افزودند و به اين ترتيب به آن كتاب اعتبار مي‌بخشيدند . دادخواه ، معمولاً كاري را چند بار
” اتود“ مي‌كرد و گاهي پاي مشورت و انتخاب به ميان مي‌آمد ، اما مثقالي ، روان و سريع كار مي‌كرد . خانم بتينا هورليمن ، صاحب نظر سرشناس سوئيسي هنر و ادبيات كودكانه كه در سال 1355 عضو هيئت داوران نمايشگاه دوسالانه تصويرگران براتيس‌لاوا بود ، در مورد فرشيد مثقالي مي‌گفت :

چقدر تفاوت هست ميان آثار اين تصويرگر ايراني با آثاري كه ما از تصويرگران آمريكايي و ژاپني و اروپايي ، به استثناي اسپانيا ، مي‌بينيم . گويي اين هنرمند ، مثل چند تصويرگر اسپانيايي اين رشته ، وحشت حاكم بر جامعه را تصوير مي‌كنند .“

با نگاهي دوباره به تصوير كتاب‌هاي ” شهر ماران “ و ” قهرمان “ (سال 1349 ) و ” مارمولك كوچك من “ (سال1354) مي‌توان به درستي اين سخن و هوشمندي و شناخت عميق اين هنرشناس گرامي بيشتر پي برد .

ايشان يكي از داوران مؤثر در اعطاي مدال هانس كريستين آندرسن در سال 1353 به فرشيد مثقالي بود . (اما برخي از صاحب‌نظران و منتقدان تصويرگري كتاب كودك آثار مثقالي را مناسب براي كودكان مخاطب كتاب نمي‌دانستند ).